درسنامه آموزشی فلسفه (1) کلاس یازدهم انسانی و معارف
درس 7: ابزارهای شناخت
عبارتهای زیر را با دقت بخوانید.
1- سرنوشت هرکس در گرو عملی است که خود انجام داده است.
2- تاریخ بشر با حوادث تلخ و ناگوار فراوانی آمیخته است.
3- یکی از فرشتگان الهی جبرئیل است که آوردن وحی بر پیامبران را برعهده دارد.
4- زمین علاوه بر حرکتی که به دور خود و به دور خورشید دارد، حرکتی هم همراه با منظومۀ شمسی در کهکشان دارد.
5- انسانی که واقعا خدا را مقصود خود قرار بدهد، اعمالش در جهت رسیدن به او خواهد بود.
6- جهان برای برخی انسانها حکم قفس را دارد.
آیا با جملههای بالا موافقید؟
صرف نظر از اینکه با این گزارهها موافق هستید یا مخالف، فکر میکنید گویندگان این جملهها با چه ابزاری به آنها پیبرده و آنها را پذیرفتهاند؟
هر یک از این گزارهها مربوط به چه حوزههایی از دانش بشر میشود؟
گزارهٔ اول، بیانگر قدرت اختیار در انسان است، یعنی یک گزاره انسان شناختی است.
گزارهٔ دوم، یک گزاره در حوزهٔ تاریخ بشر و حوادثی است که بر او گذشته است.
گزارهٔ سوم، یک گزاره دربارهٔ جهان غیب و ماوراءالطبیعه است.
گزارهٔ چهارم، یک گزارهٔ علمی در حوزهٔ فیزیک و علوم طبیعی است.
گزارهٔ پنجم، یک گزارهٔ اعتقادی و تأثیر اعتقاد بر عمل است.
گزارهٔ ششم، یک گزارهٔ عرفانی و اخلاقی شمرده می شود.
در وجود انسان ابزارهایی برای شناخت وجود دارد. فیلسوفان تلاش میکنند این ابزارها را شناسایی کنند و قلمرو کاربرد آنها را معین نمایند. این ابزارها عبارتاند از:
1- حس
یکی از ابزارهای شناخت ما حس است. ما به کمک حواس پنجگانه با عالم طبیعت آشنا میشویم و بسیاری از موجودات و ویژگیهای آنها را میشناسیم. گرچه گاهی در شناخت حسی خطا رخ میدهد، امّا این شناخت به قدری برای ما معتبر است که بر پایۀ آن زندگی میکنیم و از اشیای طبیعی بهره میبریم و نیازهایمان را برطرف میسازیم. یکی از نشانههای ارزش و اعتبار شناخت حسی، توانایی حس در شناخت تفاوتها و تمایزهاست.
شناخت تمایزها و تفاوتهای اشیا این امکان را به انسان میدهد که به کمک عقل خود از اشیای متفاوت استفادههای مختلف بکند؛ مثلاً اگر در مقابل ما یک لیوان آب و یک ظرف غذا باشد، برای رفع تشنگی لیوان آب را برمیداریم و برای رفع گرسنگی به سراغ ظرف غذا میرویم. این عمل به ما میفهماند که ما در تشخیص لیوان آب و ظرف غذا اشتباه نکردهایم.
بررسی (صفحه 52 کتاب درسی)
گاهی ما در هنگام استفاده از حواس دچار خطا میشویم؛ مثلاً ممکن است چوب را داخلِ آب، شکسته ببینیم یا یک ساختمان بزرگ را، از فاصله دور، کوچک بپنداریم.
- آیا چنین پیشامدهایی سبب سلب اعتماد ما از حواس میشود؟ چرا؟
خیر، زیرا برای همهٔ خطای در حواس رخ داده، امّا باز هم از حواس استفاده میکنند. کسی نیست که به علت چند بار اشتباه در دیدن، دیگر از چشم خود استفاده نکند. او حتی برای پی بردن به خطای خود باز هم از همین حواس استفاده میکند. به عبارت دیگر هرکس میداند که ساختار دستگاه حواس ما و ادراک مربوط به حواس ما یک ساختار درست دارد و پیش آمدن خطا مربوط به ساختار دستگاه نیست.
- برای اینکه به خطای خود در این موارد پی ببریم، باید از چه ابزاری استفاده کنیم؟ آیا باز هم باید از حواس کمک بگیریم؟ بله برای پی بردن به خطای خود باز هم از همین حواس استفاده میکنیم.
- آیا اینکه انسان میتواند متوجه خطای خود شود، میتواند دلیلی بر توانایی حواس برای شناخت اشیا باشد؟ در توضیحات سوال اول پاسخ داده شد.
2- عقل
انسان دارای قوّهای است که با آن تفکر و تعقل میکند. او با کمک این قوّه میتواند حقایقی را درک کند که توانایی درک آن از راه احساس ممکن نیست. این حقایق، هم میتواند امور محسوس و طبیعی را شامل شود و هم امور غیرمحسوس و غیرطبیعی را در بر میگیرد.
عقل با کمک حواس و تحلیل عقلانی یافتههای حسی میتواند به بسیاری از اسرار و رموز طبیعت پیببرد و قوانین طبیعی را بشناسد. این نوع شناخت را که عقل با همکاری حس به دست میآورد، «شناخت تجربی» میگوییم.
شناخت تجربی بر چند قاعدۀ عقلی مهم نیز استوار است و دانشمند در هنگام بررسی دادههای حسی، آن قاعدهها را درنظر دارد و از آنها بهره میبرد؛ برخی از این قواعد عبارتاند از: 1- پدیدهها خود به خود پدید نمیآیند، بلکه هر پدیدهای نیازمند علت است 2- هر پدیده علتی ویژه دارد، و از هر چیزی، هر چیزی پدید نمیآید. 3- طبیعت، همواره یکسان عمل میکند. به طور مثال، آب، همواره خواص خود را دارد و اینگونه نیست که یک روز فلان خاصیت را داشته باشد و روز دیگر نداشته باشد.
ارسطو از اولین دانشمندانی است که مبانی علوم تجربی را پایهگذاری کرد. وی که شاگرد افلاطون بود، علاوه بر تبحّر در فلسفه، یک دانشمند علوم طبیعی نیز شمرده میشد.
دانشمند دیگری که در توضیح و تبیین قواعد عقلی علوم طبیعی نقش بسزایی دارد، ابن سیناست. ابن سینا کتابهای متعددی هم در فلسفه و هم علوم طبیعی نوشت که همواره مورد توجه فیلسوفان و دانشمندان علوم طبیعی بودها ست. وی در گسترش اندیشههای ارسطو دربارۀ قانون علیت و ابعاد مختلف آن تأملات عمیقی کرد و توضیحاتی بیان نمود که همچنان قابل استفاده است. ابن سینا توضیح داد که قانون علیت از تجربه و آزمایش به دست نمیآید، بلکه برعکس، خودش پایه و اساس هر تجربهای است. این قانون، یکی از قواعد اوّلیۀ تعقل است که انسان در شناخت هر پدیدهای از آن استفاده میکند.
|
|
|
نیروی عقل، علاوه بر استفاده از حواس بیرونی، مانند چشم و گوش، میتواند حالات درونی نفس مانند شادی، درد، محبّت، دشمنی، عصبانیت و خوشحالی را شناسایی کند و دربارۀ آنها نظر دهد. مثلاً انسان میتواند به کمک عقل خود، علل پیدایش شادی و افسردگی را کشف کند و دربارۀ آنها توضیح دهد.
بیان نمونه (صفحه 53 کتاب درسی)
آیا میتوانید نمونههای دیگری از ویژگیها و حالات نفس را مثال بزنید که انسان ابتدا آن را در خود یافته و سپس در موجودات دیگر مشاهده کرده است؟
- محبت و دشمنی
- استدلال کردن
- شادی و غم
- اخلاق و ویژگیهای اخلاقی مانند ترس و شجاعت
- رابطهٔ علیت میان ارادهٔ انسان و افعال او
- احساس شک و تردید در برخی امور
علاوه بر موارد فوق، عقل قادر است بدون استفاده از یافتههای تجربی و صرفاً با تفکر و چینش استدلال، به حقایقی برسد و دانشهایی را پایهگذاری کند. به این قبیل دانشها «شناخت عقلی» میگوییم. بسیاری از دانستنیهای ریاضی از این قبیل هستند.
فلسفه نیز همینگونه است. دانستنیهای این دانش از طریق حواس و تجربه به دست نمیآیند؛ بلکه فقط از طریق تعقل محض میتوان به آنها رسید. مثلاً ذات و صفات خداوند را نمیتوان با حس و تجربه درک کرد و شناخت آنها مستلزم بهرهگیری از قواعد شناخت عقلی است.
این قدرت و توانایی عقل، به انسان امکان میدهد تا یافتههایی سودمند دربارۀ کلّ هستی، که امکان درک تجربی آن هیچگاه وجود ندارد، به دست بیاورد و این یافتههای عقلانی را اساس سایر دانشها قرار دهد و پایههای زندگی خود را بر آنها استوار سازد. این یافتههای عقلانی، همان است که در درس اوّل دربارۀ آنها سخن گفتیم و تأکید کردیم که انسان برای فهم آنها به دانش فلسفه نیاز دارد.
بررسی (صفحه 54 کتاب درسی)
آیا در علومی که از راه استدلال عقلی محض به دست میآیند، امکان خطا و اشتباه وجود دارد؟ با توجه به آنچه در منطق، دربارۀ استدلال آموختهاید، در این باره توضیح دهید.
- اشتباه فقط در بدیهیات راه ندارد، مانند اجتماع نقیضین محال است.
- در استدلال تجربی که از حس کمک میگیریم امکان خطا هست که با تلاش و کوشش علمی و دقت در آزمایشها و تجربهها آن را کم میکنیم.
- در استدلال عقلی محض، چه در ریاضیات و چه در فلسفه امکان خطا وجود دارد. این خطا میتواند از ناحیهٔ ماده باشد و میتواند از ناحیهٔ صورت، یعنی شکل استدلال باشد. هر دو شکل خطا قابل تشخیص و رفع شدن است.
3- قلب
«قلب» یا «دل» یکی دیگر از ابزارهای معرفت انسان است که میتواند بیواسطه به حقایقی برسد و معرفت کسب کند. معرفتی که از این طریق به دست میآید، «معرفت شهودی» نامیده میشود. این معرفت از طریق تقویت ایمان و تعالی بخشیدن به نفس و تهذیب آن و کمال طلبی همراه با عبادات خالصانه، به تدریج و گامبهگام حاصل میشود. معرفت شهودی یک معرفت بیواسطه است؛ یعنی بدون استفاده از تجربه و آزمایش و بدون استدلال عقلی در قلب تجلّی میکند. البته همانطور که گفتیم، برای دریافت چنین معرفتی سیروسلوک و تهذیب نفس ضروری است.
اینگونه شناخت را بدان جهت شهودی میگویند که قلب انسان حقیقت را چنان درمییابد که گویا با چشم میبیند. عارف و سالک الیالله ممکن است بتواند در همین دنیا، آخرت را مشاهده کند. علاوه بر عالم طبیعت، سایر عوالم را مشاهده نماید و وجود فرشتگان را هم واقعا بیابد. این قبیل مشاهدات، از نوع شهود قلبی است و از راه چشم به دست نمیآید.
حافظ از شهود قلبی خود چنین حکایت میکند:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخود از شعشعۀ پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلّی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روی من و آینۀ وصف جمال
که در آنجا خبر از جلوۀ ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژدۀ این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجر صبریست کزان شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایّام نجاتم دادند
وحی الهی، برترین شهود
یکی از شهودهای قلبی وحی الهی است. این شهود ویژۀ پیامبران است و خداوند از طریق وحی و به واسطۀ پیامبران، «معرف وحیانی» میگویند. دریافت کنندۀ وحی پیامبران الهی هستند. آنان آنچه را که از راه وحی دریافت کردهاند، به انسانهای دیگر میرسانند. در شهود وحیانی، خداوند حقایق و معانی و حتی گاهی کلمات و عبارات خود را برقلب پیامبر نازل میکند و پیامبر آن معانی و کلمات و عبارات را دریافت میکند و هیچگونه دخل و تصرفی از طرف پیامبر در آن صورت نمیگیرد.
قرآن کریم نمونهای از کلام الهی است که خداوند از طریق وحی بر قلب آخرین پیامبر خود نازل کرده است. ما با تأمل و تدبر در قرآن و به میزان توانایی و همّت خود میتوانیم از بسیاری حقایق آگاه شویم.

مقایسه (صفحه 56 کتاب درسی)
با اینکه «معرفت وحیانی» و «شهود و اشراق عارفانه» قرابت و نزدیکیهایی با هم دارند، امّا تفاوتهایی اساسی نیز میان آنها وجود دارد. یکی از تفاوتهای این دو شیوۀ شناخت را در جدول زیر میبینید. آیا میتوانید موارد دیگری نیز به این فهرست اضافه کنید؟
| معرفت وحیانی | شهود عارفانه |
|---|---|
|
1- معرفت وحیانی از جانب خدا نازل شده است. |
1- شهود عارفانه مشاهدۀ قلبی خود عارف است. |
به کار ببندیم (صفحه 56 و 57 کتاب درسی)
1- وقتی ماه را در آسمان مشاهده میکنیم، آن را به اندازۀ یک توپ فوتبال میبینیم، در حالی که میدانیم قطرماه حدود 3500 کیلومتر است. آیا به نظر شما، این اتفاق میتواند نمونهای از خطای حواس به شمار بیاید؟ اصولا فاصله چه تأثیری در کوچک و بزرگی اشیا دارد؟
به لحاظ علمی میان بزرگی و کوچکی شیء در هنگام دیدن و میزان فاصلهٔ آن رابطه است که خوِد این رابطه توسط حس و تجربه شناخته شده است. لذا اگر کسی جسمی را که در دوردست است به همان اندازهای ببیند که در نزدیک است، در اینجا خطا رخ داده و باید علت آن مشخص گردد.
2- حیوانات نیز مانند انسان ادراک حسی دارند حتّی در برخی از حواس از انسانها نیز قویتر هستند، اما شناخت حسی و تجربی آنها از جهان پیرامونی با شناخت انسان قابل مقایسه نیست.
به نظر شما دلیل این میزان تفاوت میان شناخت حسّی انسان و حیوان چیست؟
هر قدر که حس قویتر باشد، شناخت بیشتری را حاصل میکند، مثلاً بینایی قویتر، شیء ریزتری را که دیگری توانایی مشاهدهٔ آن را ندارد، مشاهده میکند. همچنین موجودی یا انسانی یا حیوانی که حس بینایی را ندارد، نمیتواند رنگ اشیا را بشناسد و از این معرفت بیبهره است. حال، ممکن است حیوانی وجود داشته باشد که بتواند برخی امواج مغناطیسی یا حتی امواجی را که هم اکنون برای بشر ناشناخته است، بشناسد. همهٔ این موارد نشان دهندهٔ آن است که دایره و محدودهٔ شناخت حسی در افراد متفاوت است و این، به معنی عدم امکان معرفت حسی نیست.
3- برخی از فیلسوفان اعتقاد دارند شناخت و معرفت فقط در حوزۀ تجربه امکانپذیر است. به نظر شما آیا میتوان نظر این فیلسوفان را از طریق تجربه اثبات کرد؟ نظر خود را با دلیل بیان کنید.
فیلسوفانی که اعتقاد دارند شناخت و معرفت فقط در حوزهٔ تجربه امکانپذیر است مجاز به دادن حکم که ناظر به حوزهٔ فراتر از تجربه باشد نیستند، در حالی که این گزاره یعنی «شناخت و معرفت فقط در حوزهٔ تجربه امکانپذیر است» خود از تجربه به دست نیامده و نمیتوان صحت و سقم آن را از طریق تجربه اثبات و یا رد کرد. پس این سخن در دل خود تناقض دارد و قابل پذیرش نیست.
4- آیا میتوان با تجربه، آنچه را که در عالم وجود دارد، شناخت؟ با هم کلاسیهای خود مباحثه کنید.
با تجربه و استدلال تجربی فقط میتوان در عالم طبیعت شناخت حاصل کرد. با توجه به اینکه عالم وجود در عالم طبیعت خلاصه نمیشود و بخش اعظم عالم وجود به عوالم فراتر از طبیعت تعلق دارد لذا نمیتوان با تجربه تمام عوالم وجود را شناخت بنابراین عوالم فراتر از تجربه را باید با راههای دیگر از جمله با تعقل و استدلال عقلی شناخت.
5- با توجه به تنوع ابزارهای شناخت، دربارۀ افراد زیر نظر دهید و بگویید که با چه اشکالاتی روبهرو میشوند؟
الف) کسی که معتقد است تنها ابزار شناخت حس است و فقط معرفت تجربی اعتبار دارد. خود را از شناخت عوالم بالاتر محروم کرده است زیرا با ابزار حس به فراتر از عالم تجربه نمیتوان دست یافت.
ب) کسی که معتقد است تنها ابزار شناخت عقل است و فقط معرفت عقلی محض اعتبار دارد. سخت در اشتباه است زیرا نمیداند که تمام تصورات عقلیه که اموری انتزاعی هستند از معانی حسّیه انتزاع شدهاند؛ یعنی معقولات مسبوق به ادراکات جزئیه حسّیهاند و کسی که برخی حواس را نداشته باشد برخی دانشها را نیز نخواهد داشت به عبارت دیگر اگر فرض شود انسانی از کلیه حواس بیبهره باشد، از علوم نیز بیبهره خواهد بود. پس منشأ اصلی ادراکات حواس است که در انسان وجود دارد.
ج) کسی که معتقد است تنها ابزار شناخت قلب است و فقط شهود قلبی اعتبار دارد. انسان علاوه بر شناختهای حسی و شناختهای عقلی، یک سلسله شناختهایی را در وجود خود مییابد که نه قوهٔ حس میتواند این شناختها را تولید کند و نه قوهٔ عقل، بلکه این شناخت نوعی تجربه درونی است که جز خود شخص از آن گاه نیست، مانند عشق و علاقهای که انسان به فرزند خود دارد. از آنجایی که این نوع شناخت قابل انتقال به دیگران نیست اگر فرد بخواهد معرفت قلبی خود را ذیل علم قرار دهد و دیگران را در آن سهیم نماید باید به زبان فلسفی و استدلالی بیان کند. لذا کسی که تنها ابزار شناخت را قلب میداند هم خود را از دیگر معارف محروم و هم دیگران را از معرفت خودش محروم کرده است.
د) کسی که معتقد است تنها شهود وحیانی قابل اعتبار است. باید در دیدگاه خود تجدیدنظر کند زیرا آیات قرآن که پیامبر از طریق شهود وحیانی آنها را دریافت کرده است، انسان را مرتب به تفکر و تعقل دعوت مینماید؛ یعنی لازمهٔ شهود وحیانی معرفت عقلانی است. لذا کسی که تنها شهود وحیانی را معتبر بداند به طور ضمنی معرفت عقلانی را نیز معتبر دانسته است.






